تبليغاتX
سلام عشق من
بی تو من خرابم ٬ در رنج و عذابم
چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق
گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق
بیا که با همه افسون گری باز
برای درد دل تسکینی ای عشق
بی تو من خرابم ٬ در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق
نیایش هایم از تاثیر عشقه
که پایم بسته با زنجیر عشقت
ندارم چاره ای جز عشق و مستی
که این بیچارگی تدبیر عشقه
بی تو من خرابم ٬ در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق
راستی اگه یار نبود چی می شد؟
احساسی در کار نبود چی می شد؟
تو لحظه لحظه های نا امیدی
عشق اگه غمخوار نبود چی می شد؟
بی تو من خرابم ٬ در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق ای عشق
نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 2:21 PM توسط فرزاد | |
ون روزای رفته رو می خوام چیکار

اون همه خاطره رو می خوام چیکار

وقتی که دیگه کنارم نباشـی

من یه عشق دیگه رو می خوام چیکار

زندگی با همه خوبیش مال تو

من به جز تو دیگه هیچی نمی خوام

تو بگی میرم و پیدام نمیشه

حتی تو رویاهات نمیام

حتی توی رویات نمیام

اون روزای رفته رو می خوام چیکار

اون همه خاطره رو می خوام چیکار

وقتی که دیگه کنارم نباشـی

من یه عشق دیگه رو می خوام چیکار

تو فقط بگو که از من چی می خوای

هر چی که دلت بخواد همون میشم

یه دفعه خاک زمین میشم برات

یه دفعه ابر تو آسمون میشم

اون روزای رفته رو اون همه خاطره رو

من یه عشق دیگه رو می خوام چیکار

زندگی با همه خوبیش مال تو

من به جز تو دیگه هیچی نمی خوام

تو بگی میرم و پیدام نمیشه

حتی تو رویاهات نمیام

حتی توی رویات نمیام

اون روزای رفته رو می خوام چیکار

اون همه خاطره رو می خوام چیکار

وقتی که دیگه کنارم نباشـی

من یه عشق دیگه رو می خوام چیکار

می خوام چیکار می خوام چیکار
نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 2:17 PM توسط فرزاد | |
یه روز تو دفتر دلم تصویره عشقو کشیدم

تو خلوت سرد تنم یه رد پایی کشیدم

درست مثل یه همسفر تو قصه هام دیدمش

آخه توی دفتر عشق یه رنگ خوب کشیدمش

اما نمی دونم چی شد سیاهی دورش حلقه زد

از توی نقشه دلم چه بی خبر پر زد و رفت

آخه مگه نمی دونست حرفشو آبی کشیدم

دیگه توی دفتره دل تصویر عشقو ندیدم

کنار عکسش خودمو با چشم گریون کشیدم

اما نمی دونم چی شد سیاهی دورش حلقه زد

از توی نقشه دلم چه بی خبر پر زد و رفت

آخه مگه نمی دونست حرفشو آبی کشیدم

دیگه توی دفتره دل تصویر عشقو ندیدم

کنار عکسش خودمو با چشم گریون کشیدم
نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 2:16 PM توسط فرزاد | |
نه دلم تنگ نشده واسه دیدن تو

واسه بوی گل یاس واسه عطر تن تو

نه دلم تنگ نشده واسه بوسیدن تو

واسه وسوسه چشمهای روشن تو


چرا دلتنگ تو باشم چرا عکستو ببوسم

چرا تو خلوت شبهام چشم به راه تو بدوزم

چرا یاد تم بمونم تویی که نموندی پیشم

میدونم تا آخر عمر نه دیگه عاشق نمیشم


نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 2:13 PM توسط فرزاد | |
اونکه یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت و رفت از کنارم
از درد دوریش من بیقرارم
خیال میکردم پیشم میمونه
ترانه عشق واسم میخونه
خیال می کردم یه همزبونه
نمیدونستم نامهربونه
با اینکه رفته اما هنوزم
از داغ عشقش دارم میسوزم
فکر و خیالش همش باهامه
هرجا که میرم جلو چشامه جلو چشامه
دلم میخواد تا دووم بیارم
رو درد دوریش مرحم بزارم
اما نمیشه راهی ندارم
نمیتونم من طاقت بیارم
نمیتونم من طاقت بیارم
نمیتونم من طاقت بیارم


نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 2:9 PM توسط فرزاد | |
ندونسته راهی و رفتن
که می خواستم بخونم و بمونم و بدونم قدر تو
ولی حتی یه روز بیشتر نموندی
عشقتو حدسم بود می دونم
غرورمو شکستمو بهت مبگم عزیزم پشیمونم
آخه نمی خوام بی تو بمونم
امان از این تنهایی امان ازاین درد جدایی
وای وای از اون روزی که یه عاشق بمونه سر دوراهی
امان از درد دوری امان از اون غروری
که تو رفتی واسه همیشه
کار من شده شب و روز صبوری
چرا رفتی و خاطره هاتو یادگاری گذاشتی و منو دیر شناختی رفتی
نباید از پیش من می رفتی
اشتباه نکن برگرد پیشم مثل تو کسی و نمی خواد دلمو نمی تونه تنها باشه
با تو بودن آرزومه
امان از این تنهایی امان ازاین درد جدایی
وای وای از اون روزی که یه عاشق بمونه سر دوراهی
امان از درد دوری امان از اون غروری که تو رفتی واسه همیشه
کار من شده شب و روز صبوری

نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 2:4 PM توسط فرزاد | |
نه باورم نمیشه که
تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا
از تو نیومد خبری
چشمای من خشک شد به در
حالا کی بی وفا تره
بال و پرش دادم ولی
دیگه واسم نمی پره
اینو بدون دستای من
گرمی دستاتو می خواد
تورو به عشقمون قسم
اون روزارم یادت بیاد
حتی دیگه خدامونم
حتی دیگه خدامونم
به داد ما نمی رسه
گریه نکن که دستمون
به دست هم نمی رسه
تورو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا
خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو
از کس و ناکس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
آخه چرا نگاه اون
چنگی به دل نمیزنه
میگن یکی تو قلبشه
جونمو آتیش میزنه
فقط خدا ازت می خوام
دست تویه دستاش بذارم
جز آرزویه دیدنیش
هیچ آرزوی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبمون
تا سرو سامون بگیره
ببخش اگه قسمت نشد
تویه چشات نگاه کنم
یا سر رو شونه ات بذارم
اسم تورو صدا کنم
تو هم منو بذار برو
اما بدون رسمش نبود
جز تو آخه کیو دارم
دلیله رفتنت چی بود
اون که نخواست پیشم باشی
باید خودش صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو
جواب قلبمو بده
حتی دیگه خدامونم
به داد ما نمی رسه
گریه نکن که دستمون
به دست هم نمی رسه
تورو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا
خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو
از کس و ناکس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
آخه چرا نگاه اون
چنگی به دل نمیزنه
میگن یکی تو قلبشه
جونمو آتیش میزنه
فقط خدا ازت می خوام
دست تویه دستاش بذارم
جز آرزویه دیدنیش
هیچ آرزوی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبمون
تا سرو سامون بگیره
نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت 5:29 PM توسط فرزاد | |
تو میگی با منی ولی میدونم دیگه تو دوستم نداری

می دونم منو بردی از یادت داری تو عشق کم میاری

می دونم دیگه نمی خوای باهات بمونم
می دونم دوستم نداری

برو پیش اونی که واسش میمیری به پاش میشینی بیقراری بیقراری

یادته بهت می گفتم که حرفای تو بهونه اس

تقصیر تو نیست می دونم تقصیر این زمونه اس

حالا همه چی تمومه حرفی وسط نمونه

دیگه نمی خوام ببینمت هر چی میگی همونه

می دونم دیگه منو نمی خوای نمی خوای نمی خوای

عشقمون عشقمون چه سهل یادت رفت یادت رفت یادت رفت

می دونم می دونم دیگه منو نمی خوای نمی خوای نمی خوای

دیگه قیدمو بزن برو که خوب شناختمت

چه ساده تو رو به اون عشق غریبه باختمت

دیگه قیدمو بزن بزن

دیگه قیدمو بزن
نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت 5:25 PM توسط فرزاد | |
خستم از انتظار
سر اومد صبر و قرار
من و به حال خودم
تو برو تنهام بذار
مگه این یک هوسه
دیگه انتظار بسه
همه آرزوی من
فرار از این قفسه
دیگه حتی نمیخوام
به کنار تو باشم
میرم بی خیال تو
انتظار نمیکشم
انتظار نمیکشم
دیگه نوبت تو
بمونی در انتظار
دو تا پا قرض میکنم
میذارم پا به فرار
بشین چشم به راه من
میرم دنبال خوشی
تا تو باشی دیگه
بی خیال من نشی
بی خیال من نشی
خسته ام از انتظار
نوشته شده در سوم مهر 1386ساعت 5:42 PM توسط فرزاد | |
سبب منم که می شکنم
اما حرفی نمیزنم
اگه هیچ کس برام نموند
واسه اینه که سبب منم

کاش بدونی ماتمه دنیام
بی تو فقط گریه می خوام
کی میدونه این حسرتها
چه کرده با روز و شبام

تو زندیم یه دنیایی
یه کابوسم تو رویایی
یه پاییزم تو بهاری
من یه مرداب تو دریایی

از این گریه چه میدونی
نه دردمی نه درمونی
به چه امید می خوای باشی
که پیش دردام بمونی
نوشته شده در سوم مهر 1386ساعت 5:38 PM توسط فرزاد | |
 تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم

تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم

کاشکی دلت بهم می گفت نقشه ی قلبمو داره

هر کی زد و رفت و شکست یه روز یه جا کم میاره

یه روز یه جا کم میاره

موندن و سوختن و ساختن همه یادگاره عشقه

انتقام از تو گرفتن کاره من نیست کاره عشقه

موندن و سوختن و ساختن همه یادگاره عشقه
نوشته شده در سوم مهر 1386ساعت 5:37 PM توسط فرزاد | |
می‌شه خدا رو حس کرد
تو لحظه‌های ساده
تو اضطراب ِ عشق‌و
گناه ِ بی‌اراده
بي عشق عمر ِ آدم
بي اعتقاد ميره
هفتاد سال عبادت
یک شب به باد میره
یک شب به باد میره
وقتی که عشق آخر
تصمیمش‌و بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق‌تر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

عاشق نباشه آدم
حتی خدا غریبه‌س
از لحظه‌های حوا
هوا می‌مونه و بس
نترس اگه دل ِ تو
از خواب ِ کهنه پاشه
شاید خدا قصه تو
از نو نوشته باشه
از نو نوشته باشه
وقتی که عشق آخر
تصمیمش‌و بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق‌تر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه
نوشته شده در دوم مهر 1386ساعت 6:10 PM توسط فرزاد | |
کاش میدونستی جدایی از تو
قلبم و شکسته کم کم
از من گذشتی
تو برنگشتی
تنهام گذاشتی
با کوه غم
با تنی خسته
قلبی شکسته
بی تو از همه بریدم
بدور از دستات
دلتنگ چشمات
نمیدونی چی کشیدم

بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام
بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام

با تو روزگار
همیشه بود بهار
نه پاییز زرد
نه خزونی
دلم بی قرار
غرق انتظار
میخونم تا تو بدونی

بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام
بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام

بارون میباره
یادم میاره
قدم میزدیم تو بارون
دست تو دست هم
دور از رنج و غم
فقط خنده رو لبامون
خنده هامون رفت
گریم میباره
تو که نباشی میمیرم
روزام سیاهن
شبام تباهن
تو چنگ حسرت اسیرم

بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام
دل بیچاره
بهونه میاره
فقط تو رو میخواد
تویی نازنین
تارنه هامو
عاشقانموفقط برای
تو میخونم نازنین
بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام

کاش میدونستی
جدایی از تو
قلبمو شکسته کم کم
از من شکستی
تو برنگشتی
تنهام گذاشتی
با کوه غم
با تنی خسته
قلبی شکسته
بی تو از همه بریدم
بدور از دستات
دلتنگه چشمات
نمیدونی چی کشیدم
بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام
بی تو تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام
تلخه فردا
زندگی رو دیگه نمی خوام
نوشته شده در دوم مهر 1386ساعت 6:9 PM توسط فرزاد | |
پنجره عشقتو جا گذاشتی
آره تو قلب من بیا بیا
قاتل قاتل آره آره بیا بیا
فرار نکن هنوز نمردم
بیا با خنجر عشقت
یه ضربه دیگه بزن به قلب من
تو قاتل نرو نرو قاتل
بیا فرار نکن فرار نکن
فرار و برقرار نکن
آی ایها الناس بگیرید این
قاتل خوش آب و گل و
آی ایها الناس بگیرید این
قاتل خوش آب و گل و
زده زده منو کشته
قاتل نرو نرو نرو
قاتل بیا دوست دارم من
قاتل فرار نکن
فرار و برقرار نکن
فاتحم و خوندم عزیز
تا تو رو دیدم سر رام
اینگاری قبض روح شدم
ایستاده بودن نفسام
فاتحم و خوندم عزیز
تا تو رو دیدم سر رام
اینگاری قبض روح شدم
ایستاده بودن نفسام
فاتحم و خوندم عزیز
تا تو رو دیدم سر رام
اینگاری قبض روح شدم
ایستاده بودن نفسام
دیدی که بی چون و چرا
کشته شدم به پای تو
بابا فرار نکن زنده بشم
باز میمیرم برای تو
آره فرار نکن زنده بشم
آره باز میمیرم برای تو.
آی ایها الناس بگیرید این
قاتل خوش آب و گل و
آی ایها الناس بگیرید این
قاتل خوش آب و گل و
زده زده منو کشته
زده زده منو کشته
قاتل نرو نرو نرو
قاتل بیا دوست دارم من
قاتل فرار نکن
فرار و برقرار نکن قاتل
پنجره عشقتو جا گذاشتی
آره تو قلب من بیا بیا
قاتل قاتل آره آره بیا بیا
فرار نکن هنوز نمردم
بیا با خنجر عشقت
یه ضربه دیگه بزن به قلب من
تو قاتل نرو نرو قاتل
بیا فرار نکن فرار نکن
فرار و برقرار نکن
آی ایها الناس بگیرید این
قاتل خوش آب و گل و
آی ایها الناس بگیرید این
قاتل خوش آب و گل و
زده زده منو کشته
زده زده منو کشته
قاتل نرو نرو نرو
قاتل بیا دوست دارم من
قاتل فرار نکن
فرار و برقرار نکن قاتل
فاتحم و خوندم عزیز
تا تو رو دیدم سر رام
اینگاری قبض روح شدم
ایستاده بودن نفسام
دیدی که بی چون و چرا
کشته شدم به پای تو
بابا فرار نکن زنده بشم
باز میمیرم برای تو
آی ایها الناس بگیرید این
قاتل خوش آب و گل و
آی ایها الناس بگیرید این قاتلو...
نوشته شده در دوم مهر 1386ساعت 6:8 PM توسط فرزاد | |
کاش بشه
واسه تن ترانه هام
از حریر نازک صدای تو
یه لباسی به تن صدام کنم
کاش بشه ترانه ی آواز من
طرحی از رنگ چشمای تو بشه
خدا قسمتم کنه که اسم من
نت آهنگ لبای تو بشه
خدا قسمتم کنه که اسم من
نت آهنگ لبای تو بشه
قایق قلب منه به گل نشست
بین طوفان چشات تو هم شکست
دیگه از ساحل عشقت نمیره
دستاشو به دستای اسکله ی قلب تو بست
با چه رنگی تو رو نقاشی کنم
قلب عاشق پیشم و تو بگو
با چه طرحی زیر پات کاشی کنم
رنگ دریای نگاهت و تو بگو
با چه آبی رویایی نقاشی کنم
قایق قلب منه به گل نشست
بین طوفان چشات تو هم شکست
دیگه از ساحل عشقت نمیره
دستاشو به دستای اسکله ی قلب تو بست

کاش بشه
واسه تن ترانه هام
از حریر نازک صدای تو
یه لباسی به تن صدام کنم
کاش بشه ترانه ی آواز من
طرحی از رنگ چشمای تو بشه
خدا قسمتم کنه که اسم من
نت آهنگ لبای تو بشه
خدا قسمتم کنه که اسم من
نت آهنگ لبای تو بشه
قایق قلب منه به گل نشست
بین طوفان چشات تو هم شکست
دیگه از ساحل عشقت نمیره
دستاشو به دستای اسکله ی قلب تو بست
نوشته شده در دوم مهر 1386ساعت 6:7 PM توسط فرزاد | |
توی چشمای سیاهت
برق چشمای پلنگه
یه نفر تو عمق چشمات
داره با دلم می جنگه
یادمه وقتی می رفتی
از غمت گریه می کردم
تو می گفتی نازنینم
میرم اما برمی گردم
توی چشمای سیاهت
برق چشمای پلنگه
یه نفر تو عمق چشمات
داره با دلم می جنگه

اما دلخوشم که بارون داره بی امون می باره
آخه گریه کردنامو دوباره یادت می یاره
این روزا جلوی چشمام یه علامت سئواله
تو جوابشو می دونی بی تو بودنم محاله
بی تو بودنم محاله
توی چشمای سیاهت
برق چشمای پلنگه
یه نفر تو عمق چشمات
داره با دلم می جنگه
از کدوم جاده می یایی تا بشینم سر راهت
شعله عشقو ببینم توی چشمای سیاهت
توی چشمای سیاهت
برق چشمای پلنگه
یه نفر تو عمق چشمات
داره با دلم می جنگه
بنویس دوست دارم رو
رو تن سفید دفتر
من میخوام که زندگی رو
بگیرم به عشقت از سر
توی چشمای سیاهت
برق چشمای پلنگه
یه نفر تو عمق چشمات
داره با دلم می جنگه

نوشته شده در دوم مهر 1386ساعت 6:5 PM توسط فرزاد | |
توی آینه خودتو ببین چه زود به زود
توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اوج جوونی غبارغم
بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه
منتظرش نباش دیگه او تنها نیست
تا آخر عمرت اکه تنها باشی اونمیاد
خودش می گفت یه روزی میذاره میره
خودش میگفت یه روز خاطره هاتو می بره از یاد
آخه دل من دل ساده ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت
تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت
دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد
از اوچی موند برات به جز یه قاب عکس روبروت
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
تا کی میخوای بشینی به پاش بسوزی
تا کی میخوای بشینی چشم به در بدوزی
در پی پیدا کردن کسی برو
که فقط واسه ی خودت بخواد تورو
آخه دل من دل ساده ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت
تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت
دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد
از اوچی موند برات به جز یه قاب عکس روبروت
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

نوشته شده در شانزدهم شهریور 1386ساعت 12:17 PM توسط فرزاد | |
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
یکی مثل من عاشق
یکی مثل تو بود

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
یکی مثل من عاشق
یکی مثل تو بود

اومد که فریاد بزنه
اما دیگه نایی نداشت
خواست بمونه پیشش ولی
تو قلب اون جایی نداشت

آی دختره آی بی وفا
آی تو که تنهام میذاری
تو قاب عکست جای من
عکس کیو می خوای بذاریییییی

برو برو که مثل تو
زیاده توو دنیا واسم

برو برو ولی بدون
که تا ابد جایی نداری تو دلم

برو برو که مثل تو
زیاده توو دنیا واسم

برو برو ولی بدون
که تا ابد جایی نداری تو دلم

زدم به سیم آخر و
گفتم ولش کن بی خیال
اون واسه من یار نمیشه
بی خیال این عشق محال

گفتم توی مرام ما منت کشی
نیست با مرام

می خواد بره خوب به درک
همینی که هست ختم کلام

برو برو که مثل تو
زیاده توو دنیا واسم

برو برو ولی بدون
که تا ابد جایی نداری تو دلم

برو برو که مثل تو
زیاده توو دنیا واسم

برو برو ولی بدون
که تا ابد جایی نداری تو دلم

برو برو که مثل تو
زیاده توو دنیا واسم

برو برو ولی بدون
که تا ابد جایی نداری تو دلم

برو برو که مثل تو
زیاده توو دنیا واسم

برو برو ولی بدون
که تا ابد جایی نداری تو دلم
نوشته شده در شانزدهم شهریور 1386ساعت 11:48 AM توسط فرزاد | |
حس درد سبز عشقي
با يه دريا پر از اميد
حرمت نجابتت رو
ميشه تا خود خدا ديد
با يه دريا پر از احساس
منم اون هميشه با تو
گرميه قلبم و دستام
پيشكش تنهائيه تو

من تو جرات مرگيم
توي لحظه هاي آخر
ميشه تا مرز تن عشق
برسيم مثل يه مادر
من و تو فرصت پروازه همه پرنده هاييم
واسه تا ابد رهايي
ما دو بال آشناييم

ميدونم كه ما اسيريم
تا كه همصدا نخونيم
غربت ترانه ها رو
توي اين قفس مي مونيم
اگه تا سپيده صبح
برسه فصل اقاقي
ميتونيم با لمس اين عشق
بشكنيم غرور ياغي

من تو جرات مرگيم
توي لحظه هاي آخر
ميشه تا مرز تن عشق
برسيم مثل يه مادر
من و تو فرصت پروازه همه پرنده هاييم
واسه تا ابد رهايي
ما دو بال آشناييم
نوشته شده در شانزدهم شهریور 1386ساعت 11:46 AM توسط فرزاد | |
قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات
اگه یه وقت بگی نرو
رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم
ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن
چی کار کنم مسافرم...

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

نامه رو تا تهش بخون
گریه نکن طاقت بیار
نامه رو خط خطی نکن
دو جمله رو هم دووم بیار
باور نکن یه بی وفام
نامه میذارم و میرم
نه ،
قسمت زندگی اینه
به کی بگم مسافرم...

سهم من از تو دوری
تو لحظه های بی کسیم
قشنگی قسمت ماست
که ما به هم نمی رسیم.......

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

همیشه زنده می مونه با یاد تو ترانه هام
منو ببخش اگه بازم ، اشکام چکید رو نامه هام
دیگه تموم شد فرصت ، خاطره هام پیشت باشه
تموم خاطرات خوش ، خدانگهدارت باشه........
نوشته شده در پانزدهم شهریور 1386ساعت 10:24 AM توسط فرزاد | |
حرفای تو یه دروغه، که دلم رو میشکنه
اما قلب من می گه، که از تو دل نمی کنه
نم نم بارون آبی ، توی کوچه میزنه
توی خلوت دلم ، پرنده پر نمیزنه

گریه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات می خونم، همه حرفات دروغه
دروغه، دروغه، دروغه........

خسته شدم طاقت غم ندارم
عاشقیو باید یادت بیارم
دروغ نگو مال منی همیشه
حرفات دیگه باور من نمیشه
برو ولی اینو باید بدونی
هیشکی دیگه عاشق تو نمیشه

گریه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات می خونم، همه حرفات دروغه
دروغه، دروغه، دروغه........

فکر نکن با رفتنت ، من همیشه بی قرارم
من برای با تو بودن، حرف تازه ای ندارم
بین ما دیگه عزیزم راه برگشتی نمونده
حالا من از تو و عشقت یه عالم فاصله دارم



گریه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات می خونم، همه حرفات دروغه

دروغه، دروغه، دروغه.....
نوشته شده در یازدهم شهریور 1386ساعت 3:43 PM توسط فرزاد | |

بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - شهره

شهره در 18 دي ماه در يكي از محله هاي تهران در خانواده اي هنرمند متولّد شد در 7 سالگي متوجّه شد به موسيقي علاقه بسياري دارد و به هنرستان موسيقي رفت تا با موسيقي آشنايي بيشتري پيدا كند ، در 15 سالگي وارد دنياي هنر شد و خوانندگي را پيشه خود كرد اوّلين آهنگ او دختر مشرقي بود و همه متعجب از اين آوازه خوان جديد ِفريبنده زيبا بودند و مدتي طول نكشيد كه آوازه شهرت و محبوبيت او به همه جا رسيد با اين آواز شهره به جلد مجله هاي موسيقي نقل مكان كرد و به يك ستاره بدل شد.

شهره يكه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته ، او به اوج رسيد و محبوب مردم شد شهره معني جديد موسيقي ايراني را آورد و به زودي بت جوانان ايراني و موضوع بحث روز شد پوسترهاي او با موي با شكوه و لباسهاي زيبا همه جا بودند.

او خودش بود و از ديگران تقليد نمي كرد براي اينكه او اعتقاد دارد يك هنرمند بايد خودش باشد ، با گذشت روزها شهره در دل همگان جاي گرفت و براي اوّلين بار راهي سينما شد و به همراه داريوش در فيلم فرياد زير آب بازي كرد امّا ديگر زمان مهلت نداد و در سال 1978 به آمريكا کوچ کرد و در نيويورک ماندگار شد شهره پس از يك سال اقامت در نيويورك ازدواج كرد و ثمره ازدواجش يك دختر به نام طناز بود در سال 1984 به لس آنجلس رفت و اوّلين آهنگهايش را در خارج از كشور در آلبوم طلسم اجرا كرد.

آلبوم سلام اوج شكوفايي او بود، تولدي دوباره براي ستاره اي كه هميشه روشنايي را انتخاب مي كند آلبومهاي : شيطونك، صداي پا، يكي يكدونه، هم نفس، گرفتار، جان جان، شنيدم، مرمر، جمعه به جمعه، مهمون، سكه طلا، نمي زارم بري، زن، قصه گو، سايه، حكايت 5، عطر، سفر، پيشوني از كارهاي بعدي او بود كه تا كنون به بازار ارائه داده است.

امروز شهره مطرح تر از هميشه در جاده هاي شهرت پيش مي رود او كاملا وظيفه شناس است و تنها با اساتيد كار مي كند شهره بيش از صد كنسرت بزرگ و پرفروش را در آمريكا، كانادا، انگليس، آلمان، فرانسه، ايتاليا، بلژيك، هلند، نروژ، سوييس، سوئد، اسرائيل و امارات اجرا كرده است .

كنسرت با شكوه او در 21 اكتبر 1995 در هاليوود پليديوم لس آنجلس مصادف با منتشر شدن آلبوم جديد او ( زن ) يك موفقيت عظیم به حساب مي آمد.

شهره از جمع مردم برخواسته است و ميان مردم زندگي مي كند و به آنها احترام مي گذارد و علاقه مند است او مي داند كه آنها هستند كه مي توانند يك بت بسازند و بشكنند و به مسئوليت هاي يك ايراني اعتقاد دارد.

هم اکنون شهره در لس آنجلس در يكي از ساختمانهاي ويلچر زندگي مي كند، او به راستي ملكه صحنه هاي طلايي است.

نوشته شده در یازدهم شهریور 1386ساعت 3:41 PM توسط فرزاد | |
من بي تو تنهام نرو
نور دو چشمم نرو اگه بري ميميرم من
شيشه عمر مني مي خواي
اونو بشكني اگه بري ميميرم من
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه

پا رو دله من نذار اشكه منو در نيار اگه بري ميميرم من
عزيز مهربونم مي خوام پيشت بمونم اگه بري ميميرم من
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه

پا رو دله من نذار اشكه منو در نيار اگه بري ميميرم من
عزيز مهربونم مي خوام پيشت بمونم اگه بري ميميرم من
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه
نوشته شده در یازدهم شهریور 1386ساعت 3:38 PM توسط فرزاد | |
کی اشکات و پاک میکنه شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری
شونه ی کی مرحم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره
برگ ریزونای پائیز کی چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع میکنه برگهای زرد و خسته
کی منتظر میمونه حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا

کی ازسرود بارون قصه برات میسازه
از عاشقی میخونه وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون چشماشو هم میزاره
نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره
نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره

.............
.............

کی ازسرود بارون قصه برات میسازه
از عاشقی میخونه وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون چشماشو هم میزاره
نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره
نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره
نوشته شده در یازدهم شهریور 1386ساعت 3:37 PM توسط فرزاد | |
آره تو همونی که می خوام
آره همونیم که تو میخوای
حالا که همه چی جوره جوره
زود باش بگو باهام میای
تو همونی که با یه نگاش
می خوام بشم عاشق چشاش
کسی بخواد تو رو بگیره
اونو میشونم سر جاش
اونو میشونم سر جاش
آخه تو عزیز قصه هامی
آخه تو شعر روی لبامی
آخه جون تو بسته به جونم
اگه بری دیگه نمی تونم

آخه اسم تو رو که میارم
میشی همه ی دار و ندارم
از چی میترسی تو مهربونم
من که رو عشق تو موندگارم

آره تو همونی که می خوام
آره همونیم که تو میخوای
حالا که همه چی جوره جوره
زود باش بگو باهام میای
تو همونی که با یه نگاش
می خوام بشم عاشق چشاش
کسی بخواد تو رو بگیره
اونو میشونم سر جاش
اونو میشونم سر جاش
آخه تو عزیز قصه هامی
آخه تو شعر روی لبامی
آخه جون تو بسته به جونم
اگه بری دیگه نمی تونم
آخه اسم تو رو که میارم
میشی همه ی دار و ندارم
از چی میترسی تو مهربونم
من که رو عشق تو موندگارم

نوشته شده در یازدهم شهریور 1386ساعت 3:35 PM توسط فرزاد | |
یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
دل من از نژاد عشق
از تو و از ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مثل سکوت تلخ پاییز
رنگ پرنده غریبم
من از نژاد آسمونم
میون این همه ستاره
من یه شهاب بی نشونم
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
نوشته شده در نهم شهریور 1386ساعت 2:37 PM توسط فرزاد | |
منو ببخش
كه نديده مي گرفتم
التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش
كه گرفتم جای دست عاشقتو
دست عشق ديگرونو
لايق عشق بزرگ تو نبودم
خورشيد بانو
غافل از معجزه تو شد وجودم
اسير جادوت

منو ببخش كه درخشيدی و من چشمامو بستم
منو بخشيدی و من چشمامو بستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نياوردی به روم هرجا دلت رو مي شكستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش
نوشته شده در نهم شهریور 1386ساعت 2:35 PM توسط فرزاد | |
این کیه هرکی شناختش
همه دنیا مال اونه
فقط اینو میدونم که
مثل عشقه مثل جونه
این کیه هرکی شناختش
همه دنیا مال اونه
فقط اینو میدونم که
مثل عشقه مثل جونه
مثل جونه

این کیه هرکی شناختش
همه دنیا مال اونه
فقط اینو میدونم که
مثل عشقه مثل جونه
مثل جونه
تو چشاش چیزی داره که نمیشه نگاش نکرد
نمیشه که گریه ها برای خنده هاش نکرد
اسمشُ نمیدونم اما میدونم نمیشه
که روزی هزار دفعه از دل و جون صداش نکرد
این کیه هرکی شناختش
همه دنیا مال اونه
فقط اینو میدونم که
مثل عشقه مثل جونه

تو چشاش چیزی داره که نمیشه نگاش نکرد
نمیشه که گریه ها برای خنده هاش نکرد
اسمشُ نمیدونم اما میدونم نمیشه
که روزی هزار دفعه از دل و جون صداش نکرد
این کیه هرکی شناختش
همه دنیا مال اونه
فقط اینو میدونم که
مثل عشقه مثل جونه
مثل جونه

اون کیه دستشُ تو دستای بستم میذاره
اون کیه سربسر دل شکستم میذاره
اون کیه همیشه وقتی که به بن بست میرسم
یه راه تازه پیش پاهای خستم میذاره
این کیه هرکی شناختش
همه دنیا مال اونه
مال اونه
فقط اینو میدونم که
میدونم که
مثل عشقه مثل جونه
مثل جونه
این کیه هرکی شناختش
نوشته شده در نهم شهریور 1386ساعت 2:34 PM توسط فرزاد | |
 

نوشته شده در هشتم شهریور 1386ساعت 3:10 PM توسط فرزاد | |
اینکه میگم دوست دارم
اینکه میگم تو رو می خوام
اینکه میگم هر جا بری تا اخرش باهات مییام
اینکه میگم عاشقتم
من تا همیشه باهاتم
اینکه میگم پیشم بمون
چه توی شادی چه تو غم
دروغ محض به خدا
من دیگه دوست ندارم
اسم تورو روی لبم از روی عادت مییارم
دروغ محض به خدا
من دیگه دوست ندارم
تو یکی از همین روزا میرمو تنهات میزارم
از بازیای روزگار فرهاد تو بی تیشه شد
پنجره ی شکستمو چند روزی که شیشه شد
از بازیای روزگار فرهاد تو بی تیشه شد
پنجره ی شکستمو چند روزی که شیشه شد
اینکه میگم دوست دارم
اینکه میگم تو رو می خوام
اینکه میگم هر جا بری تا اخرش باهات مییام
اینکه میگم عاشقتم
من تا همیشه باهاتم
اینکه میگم پیشم بمون
چه توی شادی چه تو غم
دروغ محض به خدا
من دیگه دوست ندارم
اسم تورو روی لبم از روی عادت مییارم
دروغ محض به خدا
من دیگه دوست ندارم
تو یکی از همین روزا میرمو تنهات میزارم
به هر چیزی که فکر کنی از توی چشمات می خونم
تا یه قدم برمیداری من انتهاشو می دونم
به هر چیزی که فکر کنی از توی چشمات می خونم
تا یه قدم برمیداری من انتهاشو می دونم


نوشته شده در هشتم شهریور 1386ساعت 2:51 PM توسط فرزاد | |